خانواده از دیدگاه اسلام
از این دو آیه قرآن کریم می توان برداشت نمود که ازدواج کاملا با فطرت و طبیعت انسان ها ساز گاری دارد. مردان و زنان با ازدواج، نقص و کمبود خود را بر طرف می سازند. اگر ازدواج صورت نگیرد، نسل انسان ها منقرض خواهد گشت؛ زیرا مردان و زنان به تنهایی قابلیت زاد و ولد را ندارند. یا به فرمایش علامه طباطبایی: «هریک از زن و مرد به دستگاه تولید مثل خاصی مجهز شده است؛ به گونه ای که در عمل، هر یک کار دیگری را تکمیل می کند و تولید نسل بر آیندی از مجموع آن دو است؛ پس هریک از زن ومرد فی نفسه ناقص و نیاز مند دیگری است و از مجموع آن دو، یک واحد تام به وجود می آید که می تواند تولید نسل را موجب شود. به دلیل همین نقص و نیاز مندی است که هر یک از ان دو به سوی دیگری کشیده می شود تا با پیوند با او آرامش یابد؛ زیرا هر ناقصی مشتاق کمال حویش است و هر نیاز مندی به کسی یا چیزی مایل است که نیاز او را برطرف سازد....» به علت سازگار بودن ازدواج با فطرت انسان ها، خداوند در قرآن، از ابتدای خلقت، نظام خانواده را به رسمیت شناخته و می فرماید: «اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحدة وخلق منها زوجها وبث منهما رجالا كثيرا ونساء واتقوا الله...» ویا می فرماید:« وَخَلَقْناکُمْ أزْواجا» « والله جعل لكم من أنفسكم أزواجا...» گرچه فرض بقای نسل انسان ها بدون ازدواج نیز متصور است؛ به این صورت که مردان و زنان بدون ازدواج و از طریق نا مشروع صاحب فرزند شوند؛ ولی باید یاد آور شد که ازدواج علاوه بر ارضاء غریزه جنسی، نیاز های عاطفی، اجتماعی و... انسان ها را نیز بر آورده می سازد که بدون ازدواج برآورده نخواهد شد. در جامعه اي كه هرج و مرج جنسي بر قرار باشد و مردان و زنان غریزه جنسي شان را از طريق ارتباط نامشروع ارضاء سازند,درچنین جامعه ای
1- چه کسی مسولیت نگهداری و بزرگ کردن فرزندان را به عهده می گیرد ؟ حتی اگر فرض کنیم، دولت مقتدری وجود داشته باشد، کودکستان ها و... این مسولیت را قبول کنند دراین صورت
2-چه کسی نیازهای عاطفی این کودکان را بر آورده خواهد ساخت ؟
3-آینده ی چنین جامعه ای بدون اصل و نسب چه خواهد شد ؟ و...